|
|
|
|
|
سلام
من نميدونم چرا اينو ميبينم ياد عليرضا عصار مي افتم؟ با اين تفاوت كه اون يك كپه پشم و پيلي سياه داره كه وسطش يك نقطه سفيد(دماغ فرد فوق الذكر) هست ولي اين جوجه برعكسشه حالا خود اين جوجه رو هم اینجوری نبینیدش هااا.... بزرگ که شد عقابی میشه واسه خودش
موقشنگ
بابا ایوالله داره من فكر كنم بقيه بازيكنان كه تو كادر نيستند دچار يكي از حالات زير هستند: ۱.يا مردند و جنازشون افتاده روي مخمل سبز ۲.يا فرار كردن رفتن رو تير دروازه تخمه ميشكنن و بقيه فيلم رو ميبينن - لازم به توضيح است با توجه به وضعيت روحي بازيكن زرد تقسيم بندي بالا شامل تمام بازيكنان اعم هم تيمي و تيم مقابل ميشود
خنده اسبی* که میگن اینه هااااا.... بنظر شما چي ديده كه اينقدر خوشحاله؟ از لحاظ روانشناسي اسبها اون الان مطمئناً شش ماه بوده كه تو اسطبل تك و تنها بوده و الان سه چهارتا ماديان پشت سر عكاس وايستادند از لحاظ پزشكي اون نميخنده بلكه داره دندوناشو به دكترش نشون ميده اينم يه شعر كه همين الان يادم اومد... فكر كنم مال الكساندر دوما باشه : اسبها را بايد شست... جور ديگر بايد ؟؟؟ (تعداد علامت سئوال ربطي به تعداد حروف ندارد) *منظورم البته فقط خود اسبه نبود
یکی از جاسوسان حرفه ای در حین انجام عملیات فوق سري ...بابا مرموز...
اينم كه ميبيني يه زماني واسه خودش يلي بوده هااا ولي خوب امان از رفيق ناباب و منقل بچه ها در انتخاب دوستاتون دقت كنيد{پانوشت ۱}
پانوشت ۱ : اين توضيح ربطي به توحيد نداره... پيشاپيش تكذيب ميكنيم نظر هم اگه داديد شرمنده فرموديد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 5:1 توسط مسعود (م. بي آزار)
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
شما دوست داشتيد جاي كدوم بوديد راننده ماشين يا دوچرخه سوار؟ سئوال يجور ديگه هم ميشه پرسيد: شما دوست داشتيد اوني باشيد كه فحش خوار و مادر ميده يا اوني كه فحشها براي اونه؟
- آخ... ننه جان
- خوشتون مياد خودتونو بكنن تو جوراب
وقتي خسته باشي و در عين حال تشنه هم باشي يكي از حالات ممكن اينجوري ميشه
نظر يادتون نره |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 5:22 توسط مسعود (م. بي آزار)
|
|
||